سفارش تبلیغ
صبا
حدیث

خرد، ریشه دانش و انگیزه فهم آن است . [امام علی علیه السلام]

وبلاگ رضویّون


آخرین عناوین:
رفقا در فضای مجازی
وب سایت مذهبی، فرهنگی، آموزشی میثاق
عشق مشعلدار
حقوق جزا و جرم شناسی
رایة الهدی
دارالقرآن الکریم فولادشهر
خوشتر از نقش تو در عالم تصویر نبود
پاسخ به پرسشهای رایانه ای


کانون دانش آموختگان دانشکده تربیت مدرس قرآن مشهددرباره ماتماس با ماخبرخوانپیام رسانعناوین وبلاگصفحه اصلی

ای دریغا رادمرد لطف و رحمت درگذشت
اسوه علم و تلاش  کار و همت در گذشت
اوکه با عشق علی قلبش به سینه میتپید 
گشت تسلیم قضا و با رضایت درگذشت

خدایا تورابه ساحت قدسی علی ابن ابیطالب علیه السلام شفاعت حضرت را نصیب استادمان بگردان.
یکی از شاخصه های رفتاری استاد در کلاس بحث های تاثیرگذارش در مورد استفاده از معارف اهل بیت علیهم السلام در ابعاد مختلف زندگی بود.

خدایش بیامرزد


:: به تاریخ سه شنبه 92/7/30 ساعت 10:22 عصر

استاد منصور ربیعه

امروز باخبر شدیم استاد عزیزمون

جناب استاد ربیعه

از دنیا رفتن. واقعاً خبر ناراحت کننده ای بود برای ما.
خدا ایشون رو بیامرزه و به خونوادشون صبر بده.
خدایا ما پیش تو گواهی میدیم که

إنّا لانعلم منه إلّا خیرا

 

خدایا
این استاد عزیز ما رو با اهل بیت علیهم السلام
محشور بفرما.

شادی روح ایشون صلوات.


:: به تاریخ یکشنبه 92/7/28 ساعت 11:59 عصر

پشت میز استاد

لطف خدا بود که به وسیله ی پدر باعث شد تو علم کامپیوتر و ما یتعلق به دستی بر آتش داشته باشم، و همین موجب می شد که تو دانشکده موردِ مراجعه باشم، که باز همینم لطف خدا بود. به همین بهانه ها بود که ما به پشت میزهای مختلف دانشکده راه پیدا کردیم و همه رو یک به یک امتحان نمودیم. البته خودمونیم... هیچ کدوم به اندازه ی میز بسیج - که سنگر ثابت ما بود و پشت اون سه فرمانده رو به خودمون دیدیم - لذت نداشت، با اون بچه های بسیجی شاد و باحال، که خداییش همشون برعکس من بی ریا بودن.
اما یکی از میزایی که ما به اونطرفش راه پیدا کردیم میز معاون آموزش دانشکده، جناب استاد عزیز و مهربان موسوی شوشتری بود. پشت اون میز شلوغ و پر از پرونده و نامه و مجله و... ، خیلی چیزا برای یاد گرفتن وجود داشت؛ لبخند، سادگی، زود سر کار اومدن، دیر رفتن، دغدغه ی کار مردم رو داشتن، تشکر از کوچیکترین کاری که دیگران برات میکنن، تواضع مثال زدنی و البته توجه به «وفانکردن میز»:
لبه ی میز استاد، سمتی که خودشون میشینن دو تا کاغذ مستطیل شکل چسبونده شده، رو یکیشون که معلومه با دستخط آروم و نسبتاً درشت خود استاده، نوشته شده بود:

هزار میز ریاست
          به آن نمی ارزد
                    که خادمی ز در آید
                              که خان تو معزولی

اون یکی که جمله ی جدیدی برام بود و هر بار به ترجمش فکر می کردم و البته بدون اعراب نوشته شده، این بود:

هذا لِمَن یَموتُ کَثیر

میگم: یعنی چی استاد؟
میگه:

این، برای «کسی که می میرد» زیاد است...

مطلب مرتبط: لبخند تو را، چند صباحی است ندیدم...


کلیدواژه ها: اساتید(8)|
:: به تاریخ جمعه 91/5/27 ساعت 7:23 عصر

Carelessness, causes people to think wrong about you...

ترم اول که بودیم، استاد زبان انگلیسی ما استاد تفضّلی بود. روش خوبی تو تدریس داشت و خیلی از بچه ها رو به زبان علاقه مند کرد. یکی از کارایی که تو کلاس رایج بود، این بود که بچه ها، مطلب کوتاهی (سوره ای از قرآن مجید، شعر، یا هر مطلب دیگه ای) رو به زبان انگلیسی می آوردن و اول جلسه روی تخته می نوشتن، بعد هم همگی روی موضوع اون بحث می کردیم. گاهی وقتا هم خود استاد چیزی می نوشت، مثلاً همین جمله ای که بالا نوشتم. بگذریم... قصدم از نوشتن این جمله این بود که بگم: هر وقت تو کاری سهل انگاری می کنم و باعث میشم دیگران در مورد من به خطا بیفتن، یاد این جمله میفتم. باورتون نمیشه: «همیشه»

بی دقتی ِ شما باعث می شود دیگران در مورد شما اشتباه فکر کنند!


کلیدواژه ها: خاطره(55)| اساتید(8)|
:: به تاریخ پنج شنبه 90/12/18 ساعت 12:1 صبح

استاد فراموش نشدنی من

میگم: «استاد اگه صلاح میدونید برای کلاس اخلاق یه نفر رو سراغ دارم که بیاد هفتگی برا بچه ها صحبت کنه.» لبخند میزنه و میگه: «شما چقدر آدم مخلصی هستید.» بعد از اون دیگه در این مورد با استاد حرفی نزدم.


:: به تاریخ دوشنبه 90/12/15 ساعت 10:43 صبح

تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد

امروز داشتم کلاسای «زبان قرآن» استاد دکتر علمی عزیز رو - که قبلاً یعنی سال 89 با گوشیم ضبط کرده بودم - مرور می کردم. خاطرات شیرینی دوباره مرور شد؛ شور تعلیم استاد، مطالبی که با زبان شیرین ایشون بیان می شد، از طرف دیگه، صدای خنده های آرش قرایی، شیرین زبونیای رضا احمدی و... و خیلی چیزایی که دیگه تکرار شدنی نیست، دوره ی کارشناسی هیچ وقت تکرار نمیشه. این شعر هم تقدیم به دکتر علمی عزیز:

تنت به ناز طبیبان، نیازمند مبــــــــــــــــاد
وجود نازکت آزرده ی گزند مبـــــــــــــــــــاد
سلامت همه آفــــــاق در سلامت توست
به هیچ عــــــارضه شخص تو دردمند مباد
جمال صورت و معنی ز امن صحت توست
که ظاهرت دژم و باطنت نژند مبـــــــــــــاد
در این چمن چو درآید خـــــزان به یغمائی
رهش به سرو سهی قـــــــامت بلند مباد
در آن بساط که حســــــــن تو جلوه آغازد
مجال طعنه ی بدبین و بدپسند مبــــــــاد
هر آن که روی چو ماهت به چشم بد بند
بر آتش تو به جز جــــــــــان او سپند مباد
شفا ز گفته ی شکرفشــــان حافظ جوی
که حاجتت به علاج گلاب و قند مبــــــــاد


:: به تاریخ سه شنبه 90/11/18 ساعت 8:0 صبح

دیروز نه دی بود و این پیامک رو در جواب پیامکی که برای استاد علمی فرستادم دریافت کردم. البته چون اون لحظه تو اتوبوس قم-تهران بودم (با جواد نصیری) و تا شب هم فرصت نشد، الان اینو توی وبلاگ میذارم:

زیر علَم غـــــــــــریبه رؤیت نشدیم
با حضرت دوست، بی محبت نشدیم
در سال غبــــــــاررفته یا رب شکرت
شرمنده ی درگـــــــاه ولایت نشدیم

9دی (لبیک یا امام خامنه ای) است.


کلیدواژه ها: اساتید(8)|
:: به تاریخ شنبه 90/10/10 ساعت 1:56 عصر
<   1   2  
رفقا [دات] آی آر
رفقا دات آی آر

امام علی علیه السلام: در گمراهی فرد همین بس که مردم را به چیزی امر کند که خود آن را به جا نمی آورد و از چیزی باز دارد که خود آن را ترک نمی کند.

«رفقا» وبلاگی است دوستانه، برای دور هم نگه داشتن دوستان صمیمیِ قدیمی. باشد که یکدیگر را «تا بهشت» همراهی کنیم... ان شاء الله.

تصویر برگزیده
تصویر برگزیده
ویژه ها
دفتر حفظ و نشر آثار امام خامنه ای

بیان معنوی - دفتر نشر آثار و اندیشه های حجة الاسلام علیرضا پناهیان

اسلام کوئست

سایت جامع فرهنگی مذهبی شهید آوینی Aviny.com

موسسه فرهنگی بیان هدایت نور

طرحی برای فردا

جامعه مجازی تدبر در قرآن کریم

خبرگزاری دانشجو
موسیقی وبلاگ
آمار وبلاگ
بازدید امروز 202 بار
بازدید دیروز 466 بار
مجموع بازدیدها 976692 بار

تعداد مطالب وبلاگ 300 تا